کد خبر : 2078

المیرا شریفی مقدم مجری شبکه خبر تولد 39سالگی اش را جشن گرفت

به گزارش ستاره پارسی :

المیرا شریفی مقدم ، گوینده شبکه خبر متولد سال 1360 است.المیرا شریفی مقدم زاده تبریز است.المیرا شریفی مقدم حدود 7 سال است که با شبکه خبر همکاری می کند ،المیرا شریفی مقدم دانشجوی رشته میکروبیولوژی دانشگاه آزاد نیز هست.المیرا شریفی مقدم همسر داوود عابدی گزارشگر ورزشی شبکه خبر نیز هستند.

 

المیرا شریفی مقدم مجری توانمند شبکه خبر ایران است. او که با داوود عابدی مجری و گزارشگر ازدواج کرده است صاحب دو پسر می باشد. او با انتشار عکسی در صفحه شخصی اش از ۳۹ساله شدنش خبر داد. در ستاره پارسی جشن تولد المیرا شریفی مقدم مجری شبکه خبر را ببینید

 

تولد المیرا شریفی مقدم مجری شبکه خبر

این مجری جوان با انتشار عکسی به مناسبت تولدش نوشت:

۳۹ سالگی خداحافظ. الهی شکر یک سال دیگر هم گذشت. آرزوی بهترین لحظات برای هموطنان نازنینم. از دوستان گلم برای محبت همیشگی ممنونم.

المیرا شریفی مقدم

تولد المیرا شریفی مقدم مجری شبکه خبر

بد نیست بدانید ماجرای  کودک مبتلا به تومور بدخیم و خانم شریفی مقدم چه بود

المیرا شریفی مقدم در حین خواندن خبری در مورد یک کودک بیمار در جلوی دوربین بغض کرد. او در یکی از گفتگوهایش در مورد این واکنش گفت: دقیقا دو سال پیش یک گزارش از دزفول ارسال شده بود که یک دختربچه ۳ ساله بسیار زیبا در سرش تومور بدخیمی درآورده بود. این تومور صورت این بچه را کج کرده بود. به من گفتند که این گزارش قرار است پخش شود. من هم، چون بی نهایت روی بچه ها حساسم گفتم من به تصویر نگاه نمی کنم، چون اگر نگاه کنم نمی توانم خبر را بخوانم. من خبر را خواندم و برگشتم که تصویر بچه یک لحظه بزرگ فیکس شد.

کودک مبتلا به تومور بدخیم

المیرا شریفی مقدم

داوود عابدی و همسرش

خواستم بگویم دعا می کنیم هیچ مادری غم و درد فرزندش را نبیند که یکهو بغض شد. از شانس من هم نصف ایران این خبر و بغض من را دیدند. همینطور پیام به شبکه می آمد. گریه من اصلا تبدیل به یک ولوله شد. از ستاد اجرای فرمان امام تماس گرفتند که این بچه هرجا هست و هزینه درمانش هرچقدر می شود ما به عهده می گیریم. شبکه خبر هم بغض من را در فواصل زمانی مختلف پخش کرد و شب بعد ما دوباره ارتباط گرفتیم.

 

شکر خدا این بچه از دزفول به اصفهان منتقل شد و تومورش تخلیه شده بود. چند جراح پلاستیک تماس گرفتند و گفتند ما این دختر را به صورت رایگان جراحی می کنیم. بعد چند عمل جمجمه هم انجام شد تا اینکه صورتش به حالت عادی برگشت. با اینکه مجبور شدند چشمش را تخلیه کنند، اما بعد از یکسال حال این دختر کاملا دگرگون شد.

المیرا شریفی مقدم

زوج مجری خبر

در گزارش قبل اصلا حرف نمی زد، اما این بار هم حرف زد هم شعر خواند و دست تکان داد. شاید گویندگی هیچ سودی برای کسی نداشته باشد، اما آنقدر مردم در حق من و این بچه دعا کردند که این موضوع بزرگترین منفعت من از گویندگی خبر شد. هنوز پیگیر این دختربچه هستم و دلم می خواهد یک روز ببینمش، اما فعلا تهران نیامده است.

 

ازدواج المیرا شریفی مقدم

او با داود عابدی ازدواج کرده وحاصل این ازدواج دو پسر به نامهای امیر ابوالفضل وامیر ارسلان می باشد.

 

اومیگوید:داوود عابدی هستم در سال 1354 در تهران به دنیا آمدم. فارغ التحصیل رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد مرکز هستم، همچنین در زمینه ورزش هم دان چهار تکواندو را دارا می باشم. پنج خواهر و یک برادر دارم. پدرم بازنشسته داروسازی است. در سال 1375 زمانی که سال اول دانشگاه بودم، کارم را با رادیو جوان آغاز کردم و پله پله بالا آمدم. آن زمان مهران دوستی گوینده برنامه مجله بامدادی بود. مهران که در این کار پیشکسوت بود، بارها مرا تشویق کرد و به من امید داد که در آینده می توانم در این زمینه به رشد خوبی برسم. هم او و هم آقای رئوفی از مشوقین من بودند تا نسبت به کارم انگیزه دوچندانی پیدا کنم…

المیرا شریفی مقدم

پسر المیرا شریفی مقدم

طریقه ی آشنایی تا ازدواج

داود عابدی می گوید:المیرابه خاطر من همه تلاشش را کرد که وارد شبکه خبر شود .
شریفی مقدم هم ادامه می دهد:«بله من از بچگی آقای عابدی را در تلویزیون می دیدم واز هواداران ایشان بودم.» حالا عابدی قصه اصلی را با چاشنی طنز برایمان تعریف می کند:«من با عموی همسرم از قبل دوست بودم. یک بار ایشان به من گفت که من برادرزاده ام هم به شبکه خبر آمده و هوایش را داشته باش. من هم فکر کردم برادرزاده اش یک آقاست و الکی گفتم باشه هوایش را دارم. اما یکبار که وارد تحریریه شدم و خانم شریفی مقدم خودش را معرفی کرد تازه فهمیدم دوستم ایشان را می گفت و از همان جا بود که فکر ازدواج با خانم شریفی به ذهنم افتاد و مراقبت های ویژه آغاز شد. در نهایت هم سال 82 باهم ازدواج کردیم.

 

دلیل دوری یک ساله شریفی مقدم
 المیرا شریفی مقدم می گوید :جالب است بدانید فرزند اول من «امیرابوالفضل» 24 فروردین 89 به دنیا آمد. فرزند دومم «امیرارسلان» نیز 14 اسفند همان سال به دنیا آمد. واقعا سخت بود. من یک سال و نیم از کار دور بودم. اما الان همیشه کنارهم هستند و ما خیالمان راحت است.

 

اشکهای المیرا شریفی برای کشته شدگان حادثه منا

المیرا شریفی مقدم هنگام خواندن خبر آمار نهایی کشته شدگان ایرانی حادثه منا، بغض گلویش را گرفت و نتوانست خواندن خبر را ادامه دهد.

المیرا شریفی مقدم

ماجرای کشته شدن پدر

المیرا شریفی‌مقدم که چند سال پیش برای نخستین بار از ماجرای قتل پدرش، پرده برداشت، بار دیگر به مناسبت سالگرد این واقعه، خاطرهٔ خود از آن شب را نوشت

 

شریفی‌مقدم با انتشار عکسی از خود در آغوش پدرش نوشت: «ساعت پنج و بیست و پنج دقیقه عصر نوزدهم دی هفتاد و دو، من و برادرم منتظریم که پدرو مادرمون برگردند خونه، صدای کمک می‌یاد! دوباره کمک!

 

با سومین کلمه کمک، صدای بابام رو شناختم. جلوی ورودی خونه حمله می‌کنند برای سرقت کیفش و وقتی مقاومت می‌کنه، به قتل می‌رسه. بیست و پنج سال گذشته و دو نفر قاتل هنوز پیدا نشده‌اند. هرچقدر بزرگتر می‌شم، اون شب وحشتناک پررنگتر درنظرم دیده می‌شه.»

 

بغض المیرا شریفی مقدم که برکت داشت

 بغضی که حسابی برکت داشت:«دقیقا دو سال پیش یک گزارش از دزفول ارسال شده بود که یک دختربچه 3 ساله بسیار زیبا در سرش تومور بدخیمی درآورده بود. این تومور صورت این بچه را کج کرده بود. به من گفتند که این گزارش قرار است پخش شود. من هم چون بی نهایت روی بچه ها حساسم گفتم من به تصویر نگاه نمی کنم چون اگر نگاه کنم نمی توانم خبر را بخوانم.

 

من خبر را خواندم و برگشتم که تصویر بچه یک لحظه بزرگ فیکس شد. خواستم بگویم دعا می کنیم هیچ مادری غم و درد فرزندش را نبیند که یکهو بغض شد.

 

از شانس من هم نصف ایران این خبر و بغض من را دیدند. همینطور پیام به شبکه می آمد. گریه من اصلا تبدیل به یک ولوله شد. از ستاد اجرای فرمان امام تماس گرفتند که این بچه هرجا هست و هزینه درمانش هرچقدر می شود ما به عهده می گیریم. شبکه خبر هم بغض من را در فواصل زمانی مختلف پخش کرد و شب بعد ما دوباره ارتباط گرفتیم.

 

شکر خدا این بچه از دزفول به اصفهان منتقل شد و تومورش تخلیه شده بود. چندجراح پلاستیک تماس گرفتند و گفتند ما این دختر را به صورت رایگان جراحی می کنیم. بعد چند عمل جمجمه هم انجام شد تا اینکه صورتش به حالت عادی برگشت. با اینکه مجبور شدند چشمش را تخلیه کنند اما بعد از یکسال حال این دختر کاملا دگرگون شد. در گزارش قبل اصلا حرف نمی زد، اما این بار هم حرف زد هم شعر خواند و دست تکان داد. شاید گویندگی هیچ سودی برای کسی نداشته باشد اما آنقدر مردم در حق من و این بچه دعا کردند که این موضوع بزرگترین منفعت من از گویندگی خبر شد. هنوز پیگیر این دختربچه هستم و دلم می خواهد یک روز ببینمش اما فعلا تهران نیامده است.»

المیرا شریفی مقدم

منبع: ساعد نیوز و اینستاگرام
ارسال نظر