کد خبر : 4554

کودکان کار چه سر چهارراه ها باشند چه در کارگاه های زیرزمینی، چه زباله گردی کنند چه تکدی گری، کودکی شان به یغما می رود اما آرزوها و رویاهایشان از یادشان نمی رود.

چهره های معصوم  کودکان کار  را که پشت چراغ های قرمز که می بینی، غم سراسر قلبت را می گیرد. حالا دیگر  کودکان کار  که به خردسالان کار تبدیل شده اند یاد گرفته اند چطور چشمان شان را مظلوم کنند تا قطعه ای اسکناس را از شیشه خودروها بیرون بکشند و این ظالمانه ترین و سیاه ترین آموزش فقر است به آنها. این کودکان پر تلاش بر سرچهارراه ها برای رسیدن به چند اسکناس که نان شب خانه شان شود در میان لحظه های کار و دور ماندن از کودکی و کودکی کردن اما رویاهایشان را به گوشه ای پرت نمی کنند . آرزوهایشان در قلبشان نفس می کشند .

 


خبرداغ:خلوت عاشقانه ی ریحانه پارسا و روزبه بمانی در خیابان های تهران لورفت+فیلم جنجالی


 

 


خبرجنجالی:اعترافات جنجالی احسان علیخانی در رابطه با گذشته اش+فیلم


 

"این کودکان ماهانه نزدیک به 5 میلیون درآمد دارند. دستمزدی که کودکی، بازیگوشی کودکانه، سواد و آرامش آنها را می دزدد! باید کاری کنیم این کودکان در خانه بمانند. کودکی کنند. درس بخوانند."

رئوفی این ها را به ما می گوید و تاکید دارد باید راهی پیدا کنیم تا  کودکان کار ، کار نکنند... ما این کار را پیدا کرده ایم... هر کسی راهی می داند اقدام کند.

حالا گروهی آمده اند تا همراه آرزوهای  کودکان کار  شوند و اگر نمی توانند همه آرزوها این کودکان به حقیقت ملموس بکشانند حداقل به آنها بگویند :

" بکش ، رویاهایت را بکش، ما کنار رویاهایت ایستاده ایم !"

"دلی" نام پیجی است در اینستاگرام که نقاشی های کودکان کار را روی تی شرت ها چاپ می کند و برایشان می فروشد. علی رئوفی پسر 25 ساله ای است که این ایده را به مرحله اجرا رسانده است.

 

تحصیلات شما چیست؟

دانشجوی رشته مدیریت مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران هستم.

 

این ایده چطور به ذهنتان رسید که می توانید یک تجارت کوچک راه بیندازید و به کودکان کار نیز از آن منتفع شوند؟

این اصل مسئول اجتماعی است که در تجارت ما به تازگی رشد و نمو پیدا کرده است. درگذشته خیریه ها پول جمع می کردند و به صلاح دید خودشان هزینه می کردند. اما ما می خواستیم علاوه بر حس خوبی که می گیریم یک  اتفاق بُرد – بُرد  رخ دهد. همیشه این رویای کودکان انسان هاست که پولی جمع کنند و به خیریه ها بدهند. این رویای کودکی را همزمان کرده ایم یعنی مشتریان حس خوب را دارند ما نیز این حس خوب را داریم چون فکر می کنیم یک جنبش را راه اندازی کرده ایم. کودکان که نقاشی ها را می کشند نیز منتفع می شوند و احساس می کنیم سه ضلع یک مثلث هستیم که هر سه از کارمان لذت می بریم.

 

چرا فکر کردید می توانید کودکان کار را به نقاشی کشیدن تشویق کنید و با این نقاشی ها تجارتی راه بیندازید که هم خودتان و هم کودکان منتفع شوند؟

کودکان رویاهایشان، آرزوها و تفکرات خود را در نقاشی هایشان می کشند. شاید با صحبت، رفتار و... سخت تر حرف می زنند. ما نقاشی ها را روانشناسی هم کردیم و به نتایج حیرت آوری بعضی اوقات روبرو می شویم. تفاوت نقاشی کودک 5ساله ای که در شمال تهران آرامش، آسایش و رفاه را تجربه می کند، با نقاشی کودکی که در روستایی در سیستان و بلوچستان، کودکان کار یا کم برخوردار آنقدر شگفت انگیز است که احساس می کنید باید کاری انجام داد. بیشتر ایمان می آوریم به کاری که انجام می دهیم درست است و باید پیش برویم.

 

رویاهای بچه ها چه تفاوت هایی با هم دارد . این تفاوت در نقاش ها چیست؟

این تفاوت در رنگ هایی که بچه ها استفاده می کنند نیز قابل مشاهده است. بچه های مرفه و آرامش دارند آرزوهای نرمالی دارند. پلیس، دکتر و... شدن آرزوی این بچه هاست ولی بچه های کودکان کار این آرزوها را ندارند. برخی از شغل ها را آرزو می کنند که خاص نیست. مثلا یک مکانیکی در میدان شوش داشته باشند. خیلی دورتر از دکتر، مهندس، معلم و پلیس است. کم کودکی را دیدم که بگوید من دوست دارم مکانیکی داشته باشم. چون رویاها مرزی ندارد. سوال این است که چرا رویاهای این کودکان کار سقف دارد؟ حتی مکان هم برای مکانیکی خودش تعیین کرده است.

 

رنگ ها چه تفاوتی دارند؟

خیلی از نقاشی ها که به دست ما می رسد سیاه و سفید هستند یا رنگ های تیره دارند. با این کودکان کار کردیم تا از رنگ های روشن استفاده کنند و دنبال آن هستیم که حس درونی شان را تغییر دهیم. رنگ ها روانشناسی جدایی دارند. رنگ قرمز می تواند رنگ عشق باشد یا رنگ خون باشد. به کودکان می گوییم می توانی قرمز را برای عشق استفاده کنید.

 

نقاشی بوده که به دستتان برسد و حس کنید که چقدر فشار اجتماعی و اقتصادی در آن موج می زند؟

بله. یک نقاشی به دست ما رسید. در نگاه اول گفتیم چه نگاه آرتیستی دارد و با حال است. انگار یک آرتیست آن را کشیده است. خانه ای بود که تماما خط خطی شده بود آنهم با رنگ های شاد. نتیجه دوست روانشناس ما نابودی و شرایط سخت خانه بود. یک خانه با مداد سیاه که تماما رنگ روی آن بود اما رنگ ها را روی خانه خط زده بود. انگار می خواست از آن خانه فرار کند. تصور کنید که این نقاشی یک دختر 7 ساله است. حیرت آور است که چه اتفاقی در این خانه می افتد که اصلا خانه نیست و المانی از خانه بودن ندارد.

 

چطور با بچه ها آشنا می شوید؟

وقتی بچه های کار را در خیابان می بینیم یک حسی به وجود می آید که باید کاری برای این بچه ها انجام دهیم. نهایت کمک ها به خوراکی ختم می شود. ما فکر کردیم که باید به کودکان کمک کنیم اما این که شخصا آنها را وارد بیزینس خودمان کنیم درست نیست. موسسات خوبی هستند که به صورت تخصصی در حوزه کودکان کار فعالیت می کنند. با این موسسات صحبت کردیم و همکاری برقرار شد تا کودکان را از آن طریق وارد مجموعه "دلی" وارد کنیم. ما نمی توانستیم مددکاری کنیم به همین دلیل به این موسسات ارتباط برقرار کرده و به لطف و کمک آنها ارتباط برقرار کردیم و نقاشی ها را تحویل می گیریم.

 

چقدر از فروش را به بچه های کار اختصاص می دهید؟

دقیقا 50درصد فروش را به کودکان طراح مان اختصاص می دهیم. ما صرفا سود را تقسیم نمی کنیم. سود فروش تی شرت ها بدون کاهش هزینه ها با بچه ها تقسیم می کنیم. هر چند در شرایط فعلی به کمک هایی نیاز داریم که رشد کنیم تا این سود چشم گیر شود. ما کودکان کاری در تهران داریم که ماهانه 4-5 میلیون تومان از درآمد دارند. ما باید رشد زیادی داشته باشیم که آن کودک دست از کار بکشد و با تفریح کودکی خود یک اتفاق خوب برایش رخ دهد و در خانه بمانند و سرکار بروند.

 

از شرایط زندگی کودکان خبر دارید؟

ارتباط شخصی برقرار کردن با کودکان کار بسیار سخت است. در موسساتی که با آنها کار می کنیم اتاق هایی دارند که کودکان در آن خشم خود را خالی کنند. در این اتاق ها حتی کیسه بوکس وجود دارد. کودکان کار حس خوبی ندارند که با ما کار کنند. احتمال دارد وقتی وارد زندگی آنها می شویم از تضادی که می بینند، اذیت شوند و ارتباط گرفتن با ما برایشان جذاب نباشد.

 

چرا تی شرت را انتخاب کردید؟

اشخاص را می توان با طرح هایی که روی لباس شان هست، شناخت. چرا کودکان با تی شرت ها فریاد نزنند؟ در یکی از موسسات یک تابلویی وجود داشت که 20 نقاشی جا می گرفت و یک رقابت سنگینی بود که بچه ها نقاشی هایشان روی آن تابلو بخورد. این باعث شد که بگوییم اگر این نقاشی روی تی شرتی باشد که سوپراستار مورد علاقه بچه هاست چقدر جذاب تر می شود. انتخاب تی شرت خیلی بهتر از وسایل دیگر بود و طرح را روی قلب چاپ کردیم تا وقتی نقاشی روی قلب باشد و حس دو جانبه ای داشته باشیم و احساس کنیم که یک کاری داریم انجام می دهیم.

 

با سوپر استارها هم ارتباط گرفتید؟

تلاش کردیم اما وصل شدن با بازیگرها اگر منوط به ارتباط مشخص نباشد، به ارتباط های نامشخص می رسد که به هزینه هایی می انجامد. هزینه هایی برای اتصال به بازیگران از ما درخواست می کنند و این هزینه ها در حد توان "دلی" نیست. برخی از بازیگرها نیز احساس می کنند که ما این تی شرت ها را می توانیم هدیه دهیم. ما نمی توانیم این تی شرت ها را هدیه بدهیم. چون هر تی شرت مانند یک اثر هنری فقط یکبار چاپ شده و شناسنامه دارد که نقاش آن چه کسی است. ما نمی توانیم این تی شرت ها را هدیه بدهیم چون پول آن صرفا متعلق به ما نیست. اگر 50درصد فروش تی شرت ها بتواند هزینه های ما را تامین کند، اما 50درصد فروش تی شرت ها متعلق به ما نیست. به همین دلیل از هدیه دادن تی شرت ها برای تبلیغات جلوگیری می کنیم.

 

نقاشی های شما از کدام استان ها به دستتان می رسد؟

نقاشی های ما از استان سیستان و بلوچستان و تهران آمده است. در حال حاضر با استان خوزستان در ارتباط هستیم که نقاشی بچه ها را بگیریم. از استان های دیگر نیز پیشنهاداتی داشتیم که در حال بررسی است. اگر موسسات اعتبار لازم را داشته باشند، با آنها وارد همکاری می شویم.

 

نقاشی به دست شما رسیده که فکرتان را چند روز درگیر کند؟

همان نقاشی مکانیکی که تعریف کردم. من را به دوران کودکی برد که من چه تفکراتی داشتم و رویای من هنوز هم سقف ندارد ولی رویای این کودک سقف داشت و سقف آن آنقدر کوتاه بود که هنوز به آن فکر می کنم که چرا این تفاوت وجود دارد. رویای "دلی" این است که سقف رویاهای بچه ها را بالاتر ببرد یا آن را خراب کنیم.

 

بچه های سیستان و بلوچستان بیشتر چه چیزهایی می کشند؟

بچه های سیستان و بلوچستان بیشتر خانواده، منظره، خانه و کارهایی که انجام می دهند را نقاشی می کنند. خانه و خانواده، جنگ و پرچم جمهوری اسلامی ایران در نقاشی بچه های سیستان و بلوچستان زیاد دیده می شود. اما جالب است که دغدغه بچه های تهران بیشتر شغل است. ما موضوعی به بچه ها نمی دهیم. ولی تعداد زیادی از بچه های تهران آرزوهایشان با سقف کوتاه را کشیده بودند.

 

چرا نام "دلی" را انتخاب کردید؟

"دلی" یک مفهومی بود برای خودم. 18-19 ساله که بودم یک کانال موسیقی داشتم به نام "دلی". مفهوم این کلمه مشخص است. ما می گوییم یک کار دلی انجام می دهیم و امیدواریم در کنارش به شما استایل هم بدهیم.

 

آیا درخواست نمایندگی هم داشتید؟

خوشبختانه از استان های خوزستان، مازندران و کرمان درخواست نمایندگی داشتیم. حتی اتفاق خوبی که در هفته های اخیر رخ داد این بود که از دو سه کشور دیگر درخواست فروش داشتیم. اما این موضوع نیاز به سرمایه بیشتر در تولید است. فعلا باید آرام پیش برویم که در آینده ای نه چندان دور این اتفاق رخ خواهد افتاد. در شرایط سخت فعلی در حال تولید هستیم و نمی توانیم سرمایه اولیه را افزایش دهیم.

 

 

منبع:رکنا

آنچه دیگران میخوانند :
ارسال نظر

آنچه دیگران میخوانند :
از دنیای ورزش
از دنیای سینما و تئاتر
از دنیای مد و لباس
روی خط رسانه
‍‍‍