کد خبر : 6852

دو پسرجوان که در جریان سرقت از خانه پیرمرد آشنا وی را کشته بودند در حالی در دادگاه محاکمه می شوند که انگشت اتهام را به سوی دیکدیگر نشانه رفته اند.

آبان ماه سال ۹۸ وقوع  سرقتی  وحشتناک در خانه در شهر قدس به پلیس اعلام شد . بررسی ها نشان می داد دو پسر جوان به خانه مرد ۸۰ ساله ای به نام عیسی و دخترش حمله کرده‌اند و پس از دست بستن دست و پای آنها و سرقت اموال شان خانه را به آتش کشیده و گریخته اند . دختر جوان با تلاش توانسته بود دستش را باز کند و همسایه ها را خبر کند .​

با مهار آتش سوزی همسایه ها با جسد پیرمرد روبه رو شدند و پلیس را خبر کردند.جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل و علت فوت  خفگی  اعلام شد.شواهد نشان می‌داد پول ، طلا و اموال زیادی از خانه پیرمرد دسرقت شده است.

دختر جوان که نجات یافته بود به ماموران گفت :من و پدرم در خانه تنها بودیم که یکباره دو مرد جوان که صورت هایشان را پوشانده بودند وارده خانه‌مان شدند. آنها ما را کتک زدند و دست و پایمان را بستند. اما من از روی صدا دزدان را شناسایی کردم. آنها علی و امیر نام دارند و از دوستان برادرم هستند. بعد از اینکه آنها خانه را آتش زدند و گریختند من با تلاش زیاد توانستند دستم را باز کنم و همسایه‌ها را خبر کنم .

دستگیری متهمان جوان در تهران

با اطلاعاتی که دختر جوان به پلیس داده بود متهمان 19 و 22ساله ردیابی و بازداشت شدند .

علی 22ساله در بازجویی ها گفت :ما از پسر مقتول پول طلب داشتیم و برای گرفتن طلب مان به آنجا رفتیم .اما پیرمرد با ما درگیر شد .ما نمی‌خواستیم او را بکشیم .فقط من و امیر دست و پای پیرمرد و دخترش را بستیم اما چون پیرمرد تقلا کرده بود فوت شد.

به دنبال اظهارات علی ،پسر قربانی تحت بازجویی قرار گرفت .

وی گفت :من و علی هر دو نصاب ماهواره بودیم ولی با هم هیچ اختلاف حسابی نداشتیم .چند روز قبل او با من تماس گرفت و گفت حال مادرش بد شده و از من خواست تا موتورم را به او بدهم. من موتورم را به همراه ۴۰ هزار تومان به او دادم. اما اعصر او موتورم را نیاورد. وقتی با او تماس گرفتم گفت قصد دارد موتورم را بفروشد .او از من خواست تا یک میلیون تومان پول به حسابش بریزم تا موتور را به من پس بدهد .من همان موقع با مادرش تماس گرفتم اما جواب درستی به من نداد و همین موضوع باعث اختلاف من و علی شد.

با اظهارات پسر قربانی، علی در  بازجویی  های بعدی گفت: من از پسر مقتول ۳۰ میلیون تومان پول می خواستم و به همین خاطر همراه دوستم امیر خانه آنها رفتم که پولم را پس بگیرم .امیر دست و پای پیرمرد را بست و ما پس از سرقت خانه را ترک کردیم.

راز مرموز قتل خونین در شهر قدس

امیر 19ساله که قبلاً به مشارکت در  قتل  اعتراف کرده بود در ادامه بازجویی ها اظهارات جدیدی را مطرح کرد و منکر مشارکت در قتل شد.

وی انگشت اتهام را به سمت دوستش نشانه رفت و گفت :ما در پلیس آگاهی از سایر متهمان شنیده بودیم اگربه مشارکت در قتل اعتراف کنیم اعدام نمی شویم . به همین خاطر علی از من خواست تا قتل را گردن بگیرم و بگویم دست و پا و دهان پیرمرد را با چسب بسته ام. تا او هم به مشارکت در قتل اعتراف کند.اما بعد از اینکه به من به مشارکت در قتل اعتراف کردم او زیر قولش زد و به دروغ گفت من به تنهایی پیرمرد را کشته ام.

این متهم ادامه داد: باور کنید علی خودش به تنهایی دست و پا و دهان پیرمرد را با چسب بست. او به من گفته بود از پیرمرد و پسرش 30 میلیون تومان سفته دارد و چون نتوانسته پولش از آنها بگیرد از من خواست تا با هم به زور به خانه آنها برویم و سرقت کنیم.من در این ماجرا هیچ منفعتی نداشتم و فقط همراه علی رفته بودم. او پس از سرقت خودش به تنهایی خانه را آتش زد .

با اعترافات جدید این متهم برای آنها کیفرخواست صادر و پرونده شان به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا از خود دفاع کنند.

این در حالی است که اولیای دم برای آنها اشد مجازات خواسته اند.

 
آنچه دیگران میخوانند :
ارسال نظر

آنچه دیگران میخوانند :
روی خط رسانه
‍‍‍