کد خبر : 11348

حدیث‌ کسا

حدیث‌ کسا کلید رفع مشکلات خانوادگی

یک جمع خانوادگی و قرائت حدیث‌کسا در خانه و در کنارهم شاید روی عقربه‌های ساعت، زمان زیادی از ما نگیرد اما فضیلتش آنقدر است که بر چرتکه فرشتگان حسابرسی اوقات زیادی را می‌طلبد برای شمارش‌اش!

حدیث‌ کسا کلید رفع مشکلات خانوادگی

فاطمیه از راه رسیده و تاریخ یادآور روزهایی است که بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها با آن سن کم‌شان پا در بستر بیماری گذاشتند و مظلومانه به شهادت رسیدند. یادآور روزهایی که حسنین و حضرت زینب علیهم‌السلام غریبانه بر پیکر مادر اشک می‌ریختند. شهر را شمیم فاطمی فراگرفته است. کوچه‌ها را سیاه‌پوش کرده‌ایم، اما حیف است از خانه‌های‌مان غافل باشیم. قرار نیست این ایام بگذرد و خصلت نیکی برما نیفزاید که اگر چنین باشد فقط عمر باخته‌ایم. حالا که فاطمیه از راه رسیده فرصت خوبی است تا در کنار سوگواری برای حضرت، توجه ویژه‌ای به حدیث کسا و قراردادن آن در سبک زندگی‌مان داشته باشیم!

نظر رحمت حضرت مهدی«عج» به خانه و خانواده‌تان!

یک جمع خانوادگی و قرائت حدیث‌کسا در خانه و در کنار هم شاید روی عقربه‌های ساعت زمان زیادی از ما نگیرد اما فضیلتش آنقدر است که بر چرتکه فرشتگان حسابرسی اوقات زیادی را می‌طلبد برای شمارش‌اش! از جمله‌ فضیلت‌هایی که شاید آرزوی هر انسان عابد و محب اهل‌بیتی باشد نظر و عنایت حضرت صاحب‌الزمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بر خانه و خانواده‌اش است. شاید در عمل رهی صدساله بخواهد و عبادتی مخلصانه اما حدیث‌کسا میانبری است برای آنکه این ره صدساله یک شبه طی شود. همانطور که حضرت«آیت‌الله بهجت»‌ باور داشتند که امام عصر‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف به مجالس حدیث کسا توجه ویژه‌ای دارند و بسیار توصیه می‌کردند به خواندن حدیث‌کسا.

 آیت‌الله بهجت‌ حدیث کسا را در طول عمرشان به طور دائمی می‌خوانند.  شب‌ها افراد خانواده را گرد هم می‌آورد و به همراه ایشان حدیث کسا را قرائت می‌کردند و می‌گفتند:«عجائب و غرایبی در حدیث کساست. خدا می‌داند کسی‌که بشمارد که چقدر معجزه در آن است، خیلی کار بزرگی کرده است.». درب دل و خانه‌تان را به روی حضرت مهدی ‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بگشایید. چه سعادتی از این بالاتر که حضرت نگاه لطف و رحمتش را به خانواده و خانه کسی بیاندازد. یک قرار شبانه با اهالی خانه‌تان تنظیم کنید. مخصوصا این شب‌ها که شهادت حضرت‌زهرا سلام‌الله‌علیها است. ساعتی به وقت خواندن حدیث کسا. حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف را هم به مجلس‌تان دعوت کنید. این مجلس خانوادگی‌تان را غنیمتی بشمارید برای تربیت فرزندانی مهدوی! مخصوصا حالا که نظر لطف حضرت را دارید.

حدیث‌کسا مکتبی برای آموزه‌های خانوادگی!

صحبت فقط از خواندن یک حدیث و به دست آوردن پاداش اخروی آن نیست حرف از مکتبی است برای یادگیری! مکتبی که کوچک و بزرگ قرار است از اهل کسا معنای خانواده را بیاموزند. احترام به هم، صحبت کردن با یکدیگر را یاد بگیرند مجلس‌های خانوادگی‌تان قرار است خانواده شما را به استادی اهل‌بیت(ع) پروش دهد. همانطور که مرحوم حاج اسماعیل دولابی می‌گوید:« از حدیث کسا صحبت کردن همسر و فرزندان را یاد بگیرید.»

احترامی که همسر و فرزندان برای مادر قائلند، محبت‌شان به هم، نحوه صحبت‌کردن‌شان ومهربانی کلام‌شان و... همه این‌ها آموزه‌هایی است که می‌توان از سطر به سطر حدیث کسا آموخت. برای مثال آنجا که حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و سلم وارد خانه می‌شود و در سلام پیشی می‌گیرد درسی است برای ما که هیچ گاه احساس بزرگی بر هیچ کس نباید کرد.

حدیث کسا

 مرحوم آیت الله فاطمی نیا در یکی از سخنرانی‌هایشان می‌گویند:« علت خیلی از مشکلاتی که ما در خانه هایمان داریم، درگیری‌ها، بداخلاقی‌ها، عصبانیت‌ها، بی‌حوصلگی‌ها، غرغرها، دل شکستن‌ها و ... این است که فرشته‌ها درخانه‌ی‌ما نیستند. در خانه‌ما پر نمی‌زنند، ذکر نمی‌گویند! خانه‌ای که در آن پر از  فرشته باشد می‌شود خود بهشت. پر از لطف و صفا و شادی و یاد خدا».

استاد فاطمی‌نیا در ادامه صحبت‌هایشان و در پاسخ به اینکه چه کار کنیم فرشته‌ها مهمان خانه‌مان شوند. به عنوان اولین توصیه‌شان می‌گویند:« زیاد حدیث‌کسا را بخوانید»!

واژه به واژه این حدیث در می‌گشاید به روی فرشتگان و خانه‌تان را آکنده از عطر بهشت می‌کند هرچند چشم‌دنیایی‌ما قادر به دیدن این برکات و رحمت‌های الهی نیست. اما به گفته بزرگان به برکت این حدیث خانواده‌‌تان رنگ و بوی خوشبختی به خود می‌گیرد و بسیاری از چالش‌هایی که این روزها خانواده‌ها با آن درگیر هستند حل می‌شود! 

خواندن حدیث‌کسا در خانه چه فضیلتی دارد؟!

شاید این پرسش پیش بیاید که چرا خواندن حدیث‌کسا را به طور جمعی و در کنار خانواده توصیه می‌کنیم و بسیاری از علما به خواندن آن در کنار خانواده مداومت داشتند؟! خواندن حدیث‌کسا در کنار خانواده چه فضیلت بیشتری را نسبت به قرائت تکی و یا در محفل‌های غیرخانوادگی نصیب ما خواهد کرد؟! گذشته از آنچه درباره رحمت به اهل خانه و خانواده و نزول فرشتگان و برطرف شدن مشکلات خانوادگی گفتیم. حجت‌السلام« سیدروح‌الله حسینی» در پاسخ به این سوال در گفت‌و گو با فارس می‌گوید:« خواندن این دعا در جمع تاکید شده همانطور که در خود این حدیث می‌خوانیم که پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:« اگر این خبر در میان گروهی از دوستان و شیعیان ما ذکر شود» و سپس آثار و برکات این حدیث را برای جمعی از خوانندگان برمی‌شمارد. البته این به این معنا نیست که اگر به صورت تکی خوانده شود فضیلتی ندارد بلکه این جمع بر فضیلت آن اثر دارد. وقتی قرار است این دعا به صورت جمعی خوانده شود چه جمعی بهتر و محبوب‌تر از خانواده در پیشگاه خدا؟!»

حدیث کسا

 حجت‌السلام« سیدروح‌الله حسینی» در ادامه می‌گوید:« در این حدیث آمده که تا زمانی که این جمع از هم جدا نشوند فرشتگان برایشان آمرزش می‌خواهند و رحمت بر آنان نازل می‌شود. جمع خانوادگی نسبت به دیگر جمع‌ها این فضیلت را دارد که کمتر و دیرتر پیش می‌آید از هم جدا شوند و این یعنی رحمت به طور مستدام بر اهالی خانه نازل می‌شود و خانواده چند روزی مشمول رحمت خاص خدا خواهند شد. از طرفی حدیث کسا در خانه و در یک جمع خانوادگی رخ داده است که به نظر می‌رسد همین موضوع تاکیدی است بر توجه به خانواده.»

حدیث کسا و گره گشایی!

از «آیت الله بهاءالدین» نقل است که یکی از دعاهایی که برای برآوردن حاجت موثر است خواندن حدیث کِساء است. «آیت الله قاضی طباطبایی» به حدیث کساء بسیار اعتقاد داشت و اگر کسی به ایشان مراجعه می کرد و از مشکلات خود برای ایشان می گفت، در جواب به خواندن حدیث کساء، سفارش می کردند. زمانی که جمعی از مسئولان مملکتی  نزد مرحوم «آیت الله گلپایگانی»  رفتند و دربارۀ جنگ تحمیلی با ایشان صحبت کردند، ایشان در جواب فرمودند: «به حدیث کساء متوسل شوید.»

حدیث کسا

سوگند پیامبر تضمینی بر فضائل حدیث کسا

شاید کامل‌ترین تعریف درباره فضیلت حدیث‌کسا همانی باشد که پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم در این حدیث می‌فرمایند و قبل از گفتن آن سوگند یاد می‌کنند. «سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت و فرا گیرند ایشان را فرشتگان و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند»

و حضرت دوباره عرض می‌کند:« ای علی سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکی باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد».

حدیث کسا

از همین شب‌ها شروع کنید!

از همین شب‌ها شروع کنید و هر شب ساعتی را به خواندن حدیث کسا در کنار خانواده اختصاص دهید. اگر همه اعضای خانواده همراهی نکردن مشکلی ندارد شما و چندتن از اعضای خانواده شروع کنید به مرور این نور پای همه را به این محفل باز می‌کند. پس از ایام فاطمیه خواندن این حدیث را قطع نکنید به توصیه علما بر آن مداومت داشته باشید و خودتان را از برکات آن محروم نکنید. شاید لازم باشد قبل از مطرح کردن پیشنهاد مراسم حدیث کسا خانوادگی از برکات بی‌انتها و نظر لطف خدا و اهل بیت بگویید تا اهالی خانه را به این امر مشتاق‌تر کنید.

اگر فرزند کوچک دارید شب‌های اول مجالس‌تان را به خواندن معنی فارسی این حدیث بگذرانید. نگران بچه‌ها نباشید بچه‌ها همیشه از فعالیت‌های جمعی استقبال می‌کنند. مخصوصا اینکه بخشی از این مسئولیت هم به عهده‌شان باشد. بعد از مجلس‌تان میان وعده ساده و دلچسبی را برای اهالی خانه در نظر بگیرید و هر بار مسئولیت آماده کردن آن را به یکی از اعضای خانواده بسپارید. بعد از اینکه مدتی موفق شدید به این دعا مداومت کنید برای اعضای خانواده‌تان هدیه‌های کوچکی را تهیه کنید. یا به هم یک تفریح خانوادگی را هدیه بدهید. مثلا بعد از چهل روز یا بیشتر.

بگذارید این چند دقیقه قرائت حدیث کسا در جمع خانوادگی‌تان بخشی از سبک زندگی‌ و پای ثابت شب‌هایتان باشد. بگذارید نور این حدیث دل اهل خانه‌ را به مهر اهل بیت(ع) و مهرهم‌ دیگر روشن کند و بستری برای تربیت فرزندان‌تان باشد. خانه‌تان روشن به نور اهل‌بیت(ع)!

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَیهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ

از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلی اللّه علیه

 

وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَی اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی

و آله، جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در

 

بَعْضِ الاْیامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیک السَّلامُ قالَ

بعضی از روزها و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام فرمود:

 

اِنّی اَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُک بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ

من در بدنم سستی و ضعفی درک می کنم، گفتم: پناه می دهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف

 

فَقَالَ یا فاطِمَةُ ایتینی بِالْکساَّءِ الْیمانی فَغَطّینی بِهِ فَاَتَیتُهُ بِالْکساَّءِ

فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را و مرا بدان بپوشان من کساء یمانی را برایش آوردم

 

الْیمانی فَغَطَّیتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیهِ وَاِذا وَجْهُهُ یتَلاَلَؤُ کاَنَّهُ الْبَدْرُ

و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو می نگریستم و در آن حال چهره اش می درخشید همانند ماه

 

فی لَیلَةِ تَمامِهِ وَکمالِهِ فَما کانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِی الْحَسَنِ قَدْ

شب چهارده پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و

 

اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا قُرَّةَ عَینی

گفت سلام بر تو ای مادر گفتم: بر تو باد سلام ای نور دیده ام

 

وَثَمَرَةَ فُؤ ادی فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک راَّئِحَةً طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ

و میوه دلم گفت: مادرجان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی

 

جَدّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ

جدم رسول خدا است گفتم: آری همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن بطرف

 

نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ

کساء رفت و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا به من اذن می دهی

 

اَدْخُلَ مَعَک تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا

که وارد شوم با تو در زیر کساء؟ فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای

 

صاحِبَ حَوْضی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکساَّءِ فَما کانَتْ

صاحب حوض من اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت

 

اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِی الْحُسَینِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ

ساعتی نگذشت که فرزندم حسین وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادر

 

فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا قُرَّةَ عَینی وَثَمَرَةَ فُؤ ادی فَقالَ

گفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه دلم فرمود:

 

لی یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک راَّئِحَةً طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّی رَسُولِ

مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم گویا بوی جدم رسول

 

اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک وَاَخاک تَحْتَ الْکساَّءِ

خدا (ص)است گفتم آری همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند

 

فَدَنَی الْحُسَینُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ

حسین نزدیک کساء رفته گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، سلام

 

عَلَیک یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکما تَحْتَ الْکساَّءِ

بر تو ای کسی که خدا او را برگزید آیا به من اذن می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء

 

فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا شافِعَ اُمَّتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ

فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم و ای شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با

 

مَعَهُما تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِک اَبُوالْحَسَنِ عَلِی بْنُ اَبی طالِبٍ

آن دو در زیر کساء وارد شد در این هنگام ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد

 

وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَبَا

و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا

 

الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَةً

الحسن و ای امیر مؤ منان فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام می کنم

 

طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ اَخی وَابْنِ عَمّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ

گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است؟ گفتم: آری این او است که

 

وَلَدَیک تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِی نَحْوَ الْکساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک

با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس علی نیز بطرف کساء رفت و گفت سلام بر تو

 

یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیک

ای رسول خدا آیا اذن می دهی که من نیز با شما در زیر کساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو

 

السَّلامُ یا اَخی یا وَصِیی وَخَلیفَتی وَصاحِبَ لِواَّئی قَدْ اَذِنْتُ لَک

باد سلام ای برادر من و ای وصی و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم

 

فَدَخَلَ عَلِی تَحْتَ الْکساَّءِ ثُمَّ اَتَیتُ نَحْوَ الْکساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ

پس علی نیز وارد در زیر کساء شد، در این هنگام من نیز بطرف کساء رفتم و عرض کردم سلام

 

عَلَیک یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لی اَن اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ

بر تو ای پدرجان ای رسول خدا آیا به من هم اذن می دهی که با شما در زیر کساء باشم؟

 

قالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا بِنْتی وَیا بَضْعَتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلْتُ تَحْتَ

فرمود: و بر تو باد سلام ای دخترم و ای پاره تنم به تو هم اذن دادم، پس من نیز به زیر

 

الْکساَّءِ فَلَمَّا اکتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکساَّءِ اَخَذَ اَبی رَسُولُ اللَّهِ

کساء رفتم، و چون همگی در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا

 

بِطَرَفَی الْکساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیدِهِ الْیمْنی اِلَی السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ

دو طرف کساء را گرفت و با دست راست بسوی آسمان اشاره کرد و فرمود: خدایا

 

هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیتی وَخاَّصَّتی وَحاَّمَّتی لَحْمُهُمْ لَحْمی وَدَمُهُمْ دَمی

اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است

 

یؤْلِمُنی ما یؤْلِمُهُمْ وَیحْزُنُنی ما یحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ

می آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه می اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد

 

وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ

و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است ودشمنم باهرکس که با ایشان دشمنی کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد

 

مِنّی وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِک وَبَرَکاتِک وَرَحْمَتَک وَغُفْرانَک

اینان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهای خود و برکتهایت و مهرت و آمرزشت

 

وَرِضْوانَک عَلَی وَعَلَیهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً

و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدی را و پاکیزه شان کن بخوبی

 

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکتی وَیا سُکانَ سَمواتی اِنّی ما خَلَقْتُ

پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم براستی که من نیافریدم

 

سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَةً وَلا

آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه

 

فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ فی مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ

فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر بخاطر دوستی این

 

الْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ الامینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ

پنج تن اینان که در زیر کسایند پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند

 

تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ

در زیر کساء؟ خدای عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و کان رسالتند:

 

هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لی اَنْ

آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من هم اذن می دهی

 

اَهْبِطَ اِلَی الارْضِ لاِکونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک

که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم خدا فرمود: آری به تو اذن دادم

 

فَهَبَطَ الامینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِی

پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا، (پروردگار) علی

 

الاعْلی یقْرِئُک السَّلامَ وَیخُصُّک بِالتَّحِیةِ وَالاکرامِ وَیقُولُ لَک

اعلی سلامت می رساند و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته و می فرماید:

 

وَعِزَّتی وَجَلالی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا

به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه

 

قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَةً وَلا فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا

ماه تابان و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در

 

فُلْکاً یسْری اِلاّ لاَجْلِکمْ وَمَحَبَّتِکمْ وَقَدْ اَذِنَ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکمْ

جریان را مگر برای خاطر شما و محبت و دوستی شما و به من نیز اذن داده است که با شما

 

فَهَلْ تَاْذَنُ لی یا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیک السَّلامُ یا

در زیر کساء باشم پس آیا تو هم ای رسول خدا اذنم می دهی؟ رسول خدا(ص ) فرمود و بر تو باد سلام ای

 

اَمینَ وَحْی اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ

امین وحی خدا آری به تو هم اذن دادم پس جبرئیل با ما وارد در زیر

 

الْکساَّءِ فَقالَ لاَبی اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیکمْ یقُولُ اِنَّما یریدُ اللَّهُ

کساء شد و به پدرم گفت: همانا خداوند بسوی شما وحی کرده و می فرماید: ((حقیقت این است که خدا می خواهد

 

لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهیراً فَقالَ عَلِی لآَبی

پلیدی (و ناپاکی ) را از شما خاندان ببرد و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل )) علی علیه السلام به پدرم گفت:

 

یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنی ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ

ای رسول خدا به من بگو این جلوس (و نشستن ) ما در زیر کساء چه فضیلتی (و چه شرافتی ) نزد

 

اللَّهِ فَقالَ النَّبِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیاً

خدا دارد؟ پیغمبر(ص ) فرمود: سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق )

 

ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الآَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ

برگزید که ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین که در آن گروهی از

 

شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِکةُ

شیعیان و دوستان ما باشند جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق ) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان

 

وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ یتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا

و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند، علی (که این فضیلت را شنید) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما

 

وَرَبِّ الْکعْبَةِ فَقالَ النَّبِی ثانِیاً یا عَلِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً

رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند، دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت

 

وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیاً ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ

برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید ذکر نشود این خبر (و سرگذشت ) ما درانجمن ومحفلی از محافل

 

اَهْلِ الاَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ

مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکی باشد جز

 

وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ

آنکه خدا اندوهش را برطرف کند و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه

 

وَقَضَی اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکذلِک

خدا حاجتش را برآورد، علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین

 

شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْکعْبَة

سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند

 

ارسال نظر

آراد برندینگ
راک ایران
آی پوتِیتو
سیر آنلاین
محیا کابل
تیکُل موتور اُیل
ونداد روفرشی
مای ریمل
آی زالو
باربری تاپ