کد خبر : 12886

قتل | قتل پزشک سرشناس | قتل پزشک 45 ساله

قتل وحشیانه تحت تاثیر سریال خون سرد ! | قتل وحشتناک پزشک سرشناس در تهران !

قتل وحشتناک پزشک سرشناس 45 ساله در فرشته تهران خبر ساز شد.

قتل وحشیانه تحت تاثیر سریال خون سرد ! | قتل وحشتناک پزشک سرشناس در تهران !

قتل پزشک سرشناس تهرانی در خیابان فرشته این قتل به طرز هولناکی صورت گرفته است.قتل این پزشک توسط برادرش و با همدستی کارگر مطب صورت گرفته است.در ادامه جزئیات قتل را بخوانید.

قتل

پزشک سرشناس تهرانی در خیابان فرشته تهران به طرز هولناکی به قتل رسید.

 اواخر آذر ماه امسال با اعلام مفقود شدن یک پزشک مشهور تهرانی عملیات جستجوی ماموران اداره 10پلیس آگاهی تهران برای یافتن ردی از او آغاز شد.

در تحقیقات به عمل آمده مشخص شد که این پزشک ۴۵ ساله از مدتی قبل با برادر بزرگتر خود که او نیز پزشک است اختلاف پیدا کرده است که این اختلافات مالی منجر به صدور حکم جلب برادر کوچکتر شده بود.

همین کافی بود که ظن ماموران به برادر بزرگتر برانگیخته شده و در بررسی های نخستین ماموران به کارگر مطب برادر مرد گمشده مظنون شده و او را تحت بازجویی قرار دادند.

در این تحقیقات قضایی مشخص شد که قاتل در پی اختلافات مالی با برادرش؛ روز حادثه او را با همدستی همان کارگر به مطبی واقع در خیابان فرشته کشاند.سپس مقتول را خفه کرده و جسدش را در پشت بام همان مطب تکه تکه کردند.

جاسازی جسد در ظروف پلاستیکی

قسمت هایی از جسد را در ظروف پلاستیکی جاسازی کرده و آذوقه حیوانات قرار دادند. قسمتی دیگر از تکه های جسد را سوزانده و پراکنده کردند.

با ادامه تحقیقات سرانجام روز گذشته برادر مقتول به دام ماموران افتاد و در شعبه سوم دادسرای جنایی تهران تحت بازجویی بازپرس براعه قرار گرفت.

در ادامه این گزارش گفتگو با متهم پرونده را بخوانید.

اتهام قتل برادرت را قبول داری؟

نه من او را به قتل نرساندم.کارگر مطب وقتی متوجه اختلاف ما شد تصمیم به قتل گرفت.

اختلاف شما به چه علت بود؟

به دلیل اینکه من دلم می خواست نماینده مجلس شوم و برای این کار نیاز به پول داشتم تا بتوانم تبلیغات کنم اما اختلاف مالی با برادرم من را از هدفم دور می کرد.

یعنی تو نمی دانستی کارگرت قصد قتل دارد؟

نه او مدتی بود سریال خونسرد را می دید و تحت تاثیر این سریال ناگهان اقدام به قتل کرده بود.برادرم برای مذاکره با من به مطب آمده بود.یکدفعه کارگرم من را صدا زد و گفت رگ دست برادرت را زدم.از من خواست پلاستیک ببرم تا خون برادرم در کیسه بریزد.سریع خودم را به طبقه بالا رساندم و متوجه شدم رگ گلوی برادرم را هم قطع کرده بود.

با جسد چه کردید؟

جسد را تکه تکه کردیم.بعد کارگرمان مقدار از گوشت بدن برادرم را در چرخ گوشت ریخت و کباب کرد.بعد هم آن را با برنج پخته شده مخلوط کرد و آذوقه حیوانات قرار داد.بقایای جسد را هم در خیابان های تهران و قزوین رها کردیم.

فکر می کردی دستگیر شوی؟

نه قصد داشتم به ترکیه بروم اما به دلیل بارش برف پرواز کنسل شد و راهی کیش شدم.آنجا شناسایی و دستگیر شدم.

ارسال نظر

آراد برندینگ
راک ایران
آی پوتِیتو
سیر آنلاین
محیا کابل
تیکُل موتور اُیل
ونداد روفرشی
مای ریمل
آی زالو
باربری تاپ